پایگاه خبری تحلیلی فیدار آریا، پیامدهای خصوصیسازی تنها خط هوایی بومی بر سرنوشت ساکنان و صنعت گردشگری جزیره کیش را بررسی می کند.
کیش، جزیرهای محصور در میان آبهای نیلگون خلیجفارس، برای تپیدن قلب اقتصاد و زندگی روزمرهاش، بیش از هر چیز به “پرواز” وابسته است. در جغرافیایی که نه جادهای دارد و نه ریلی، هواپیما تنها پل ارتباطی ایمن و سریع با سرزمین اصلی محسوب میشود. در این میان، شرکت هواپیمایی «کیشایر» نه فقط یک بنگاه اقتصادی، بلکه زیرساختی استراتژیک برای بقای این منطقه آزاد است. زمزمههای واگذاری کامل این شرکت به بخش خصوصی، موجی از نگرانی را در میان ساکنان، فعالان اقتصادی و کارشناسان حوزه گردشگری برانگیخته است. اما این واگذاری چه هزینههایی برای کیش خواهد داشت؟
محاصره در آب؛ وقتی پرواز یک «انتخاب» نیست، یک «اجبار» است
برای یک شهروند تهرانی یا اصفهانی، سفر هوایی یک گزینه لوکس یا سریع است، اما برای ساکن کیش، پرواز به مثابه «اتوبوس بینشهری» است.
بحران دسترسی: بخش خصوصی با منطق حداکثرسازی سود اداره میشود. این یعنی در فصول کممسافر (Low Season) که گرمای هوا تعداد گردشگران را کاهش میدهد، بخش خصوصی به راحتی پروازها را لغو یا محدود میکند. نتیجه؟ انزوای کامل ساکنان جزیره و بنبست ارتباطی.
امنیت و درمان: در موارد اضطراری، اعزام بیمار یا تامین نیازهای حیاتی، کیشایر همواره نقش پشتیبان را داشته است. واگذاری به بخشی که تعهدی به خدمات عمومی ندارد، امنیت روانی و جانی ساکنان را با مخاطره جدی مواجه میکند.
گردشگری؛ در تیررس بیثباتی قیمتی
صنعت گردشگری کیش، ستون فقرات اقتصاد این جزیره است. این صنعت بیش از هر چیز به «ثبات» و «پیشبینیپذیری» نیاز دارد.
تیغ دولبه قیمتگذاری: بخش خصوصی برای جبران هزینهها، به سمت آزادسازی کامل نرخ بلیت حرکت خواهد کرد. افزایش بیرویه قیمت بلیت، کیش را از سبد خرید خانوادههای طبقه متوسط حذف کرده و آن را به مقصدی صرفاً برای قشر مرفه تبدیل میکند. این یعنی ورشکستگی گسترده هتلهای ۳ و ۴ ستاره، بازارها و کلوپهای تفریحی.
حذف مسیرهای غیرمتمرکز: احتمال اینکه مالک خصوصی تنها بر مسیرهای پردرآمد (مثل تهران-کیش) تمرکز کند بسیار زیاد است. این امر باعث قطع ارتباط کیش با سایر استانها و کاهش تنوع گردشگران ورودی میشود.
اقتصاد محلی؛ از رونق تا رکود
کیشایر به عنوان یک شرکت بومی، پیوند ناگسستنی با اکوسیستم اقتصادی جزیره دارد.
خروج سرمایه و تصمیمگیری: با خصوصیسازی، مرکز تصمیمگیری از سازمان منطقه آزاد به دفاتر خصوصی در پایتخت منتقل میشود. در این حالت، منافع کلان جزیره قربانی ترازنامههای مالی سالانه شرکت خواهد شد.
تزلزل شغلی: صدها خانواده در کیش مستقیماً از طریق این شرکت امرار معاش میکنند. تغییر ساختار به سبک بخش خصوصی معمولاً با تعدیل نیرو و کاهش مزایای رفاهی همراه است که فشار اجتماعی مضاعفی بر ساکنان وارد میکند.
پدافند غیرعامل و مدیریت بحران
از منظر استراتژیک، داشتن یک ناوگان هوایی تحت مدیریت حاکمیت منطقهای، یک ابزار دفاعی در زمان بحران است. در شرایطی مانند طوفانهای دریایی، اپیدمیها یا بحرانهای امنیتی، تکیه بر بخش خصوصی که اولویتش «هزینه-فایده» است، یک ریسک بزرگ محسوب میشود. کیشایر در واقع «ذخیره استراتژیک» حملونقل منطقه است که واگذاری آن، دست مدیریت منطقه را در مواقع اضطراری خالی میکند.
لزوم بازنگری در مدل واگذاری
خصوصیسازی به خودی خود بد نیست، اما «خصوصیسازی زیرساختهای حیاتی» در مناطق محصور، نیازمند مدلهای متفاوتی است.
کارشناسان معتقدند واگذاری کیشایر بدون در نظر گرفتن تعهدات “خدمات عمومی” (Public Service Obligation) و بدون نظارت مستقیم سازمان منطقه آزاد، میتواند منجر به سقوط کیفیت زندگی در جزیره و رکود بیسابقه در صنعت گردشگری شود.
کیش برای ماندن در نقشه رقابت گردشگری منطقه، به بالهایی نیاز دارد که نه فقط برای سود، بلکه برای «خدمت به جزیره» پرواز کنند. واگذاری کیشایر بدون ضمانتهای اجرایی برای ساکنان، بریدن این بالها در میانه راه است
انتهای پیام/


